به گزارش کردپرس، دکتر دنیا باشول، پژوهشگر مسائل کردستان، در تحلیلی درباره گزارشها و شایعات مربوط به ایجاد مواضع و زیرساختهای جدید توسط حزب کارگران کردستان (پ.ک.ک) در منطقه حلبچه، تأکید میکند که این تحولات را نمیتوان صرفاً به یک جابهجایی نظامی یا ایجاد چند پایگاه محدود تقلیل داد؛ بلکه باید آن را در چارچوب موقعیت ژئوپلیتیکی حلبچه، سابقه تاریخی منطقه و تحولات جدید در روابط میان بازیگران کردستان بررسی کرد.
به گفته باشول، حلبچه یکی از حساسترین مناطق اقلیم کردستان از نظر تاریخی، اجتماعی و امنیتی است. این شهر نه تنها به دلیل فاجعه حمله شیمیایی سال ۱۹۸۸ جایگاه ویژهای در حافظه جمعی کردها دارد، بلکه از نظر جغرافیایی نیز در نقطهای قرار گرفته که آن را به یک منطقه مهم ارتباطی میان بخشهای مختلف کردستان تبدیل کرده است.
او معتقد است برای درک چرایی اهمیت تحرکات اخیر در حلبچه، باید ابتدا ویژگیهای خاص این منطقه را شناخت. حلبچه برخلاف برخی مناطق دیگر اقلیم کردستان، منطقهای نیست که یک جریان سیاسی یا نظامی خاص بتواند بهراحتی بر آن مسلط شود. این شهر دارای سابقهای از تنوع سیاسی، اجتماعی و فکری است و همین ویژگی باعث شده جامعه محلی همواره نسبت به تبدیل شدن منطقه به میدان رقابت نیروهای بیرونی محتاط باشد. باشول اشاره میکند که حلبچه در دهههای گذشته تجربههای متفاوتی را پشت سر گذاشته است. پیش از فاجعه ۱۹۸۸، این شهر یکی از مراکز فعال فرهنگی و روشنفکری کردستان بود و فضای اجتماعی آن نسبتاً باز و متنوع محسوب میشد. اما پیامدهای روانی و اجتماعی حمله شیمیایی، تغییرات عمیقی در ساختار اجتماعی منطقه ایجاد کرد و به تقویت برخی گرایشهای محافظهکارانه و در عین حال افزایش احساس هویت ملی کردی انجامید. این پژوهشگر تأکید میکند که مردم حلبچه عموماً علاقهای ندارند بار دیگر شهرشان به نقطه برخورد میان قدرتهای منطقهای تبدیل شود. به همین دلیل، رویکرد غالب در این منطقه طی سالهای گذشته، حفظ نوعی توازن میان بازیگران مختلف و پرهیز از قرار گرفتن در یک صفبندی مشخص بوده است.
پ.ک.ک و محدودیتهای حضور در حلبچه
باشول در بررسی جایگاه پ.ک.ک در حلبچه میگوید این گروه برخلاف برخی مناطق اطراف سلیمانیه، رانیه و دوکان، نتوانسته است در خود حلبچه همان سطح از نفوذ اجتماعی و سیاسی را ایجاد کند. شبکههای سنتی، ساختارهای اجتماعی محلی و ویژگیهای سیاسی منطقه باعث شده حضور این گروه در حلبچه محدودتر باشد. با این حال، به گفته او، مناطق کوهستانی اطراف حلبچه در سالهای گذشته همواره برای فعالیتهای محدود، ایجاد اردوگاههای کوچک یا استفاده لجستیکی اهمیت داشتهاند. ویژگی طبیعی منطقه، وجود ارتفاعات صعبالعبور و نزدیکی به مسیرهای ارتباطی، باعث شده این مناطق برای گروههای مسلح جذاب باشند. باشول میگوید گزارشهای اخیر درباره ایجاد تونلها و استحکامات جدید باید با دقت بررسی شود. ایجاد چنین زیرساختهایی در مناطق کوهستانی کردستان پدیده تازهای نیست و گروههای مسلح طی دهههای گذشته از شبکههای زیرزمینی و مواضع مستحکم برای حفاظت از نیروها و تجهیزات خود استفاده کردهاند. اما تمرکز گزارشهای جدید بر اطراف حلبچه، اهمیت این منطقه را در معادلات امنیتی افزایش داده است.
اهمیت جغرافیایی حلبچه
به باور باشول، اهمیت حلبچه فقط به خود شهر محدود نمیشود؛ بلکه این منطقه دروازهای به سوی چند محور مهم جغرافیایی در اقلیم کردستان محسوب میشود. او توضیح میدهد که از یک سو، این منطقه به دشت شهرزور، سلیمانیه و مسیرهای منتهی به مناطق مرکزی اقلیم ارتباط دارد و از سوی دیگر، موقعیت کوهستانی آن باعث میشود هرگونه تحرک نظامی در این منطقه با پیچیدگیهای خاص جغرافیایی همراه باشد. به گفته او، در چنین شرایطی، کنترل یا حضور در اطراف حلبچه میتواند بیش از ارزش محلی، ارزش راهبردی داشته باشد؛ زیرا این منطقه بخشی از یک شبکه گستردهتر ارتباطی و امنیتی در شرق اقلیم کردستان است.
رابطه پ.ک.ک با تحولات جدید منطقه
باشول معتقد است تحولات مربوط به حلبچه را باید در چارچوب پرسش بزرگتر درباره آینده پ.ک.ک نیز مشاهده کرد. این گروه در سالهای اخیر با فشارهای سیاسی و نظامی مختلفی روبهرو بوده و همزمان روندهای سیاسی جدیدی درباره آینده فعالیتهای مسلحانه آن مطرح شده است.
به گفته او، یکی از پرسشهای اصلی این است که اگر پ.ک.ک بخشی از فعالیتهای مسلحانه خود را کاهش دهد یا وارد مرحله جدیدی از بازتعریف سازمانی شود، ساختارهای انسانی، نظامی و سیاسی آن چگونه تغییر خواهد کرد.
باشول میگوید یکی از سناریوهای احتمالی این است که پ.ک.ک تلاش کند بخشی از ظرفیتهای خود را در مناطق دیگری از کردستان حفظ کند؛ نه الزاماً برای آغاز عملیات نظامی جدید، بلکه برای حفظ توان سازمانی، نفوذ سیاسی و امکان واکنش در برابر تحولات غیرمنتظره.
سه سناریو درباره تحرکات اخیر
این پژوهشگر سه احتمال اصلی را مطرح میکند:
نخست؛ آمادهسازی برای یک دوره طولانی بیثباتی.
بر اساس این دیدگاه، ایجاد زیرساختهای جدید میتواند بخشی از تلاش پ.ک.ک برای حفظ توان دفاعی و سازمانی خود در شرایطی باشد که آینده سیاسی منطقه نامشخص است.
دوم؛ ایجاد ظرفیت احتیاطی برای آینده.
ممکن است این تحرکات صرفاً به معنای آمادگی برای یک درگیری فوری نباشد، بلکه اقدامی پیشگیرانه برای حفظ گزینههای سازمانی در برابر تغییرات سیاسی احتمالی باشد.
سوم؛ انتقال از یک ساختار نظامی کلاسیک به یک نقش سیاسی ـ امنیتی جدید.
اگر روندهای سیاسی جدید در منطقه ادامه یابد، پ.ک.ک ممکن است تلاش کند نقش خود را از یک سازمان مسلح فعال علیه ترکیه به یک بازیگر سیاسی یا امنیتی با تعریف جدید تغییر دهد.
باشول در جمعبندی تأکید میکند که درباره حضور یا استقرار جدید پ.ک.ک در حلبچه باید از بزرگنمایی یا سادهسازی پرهیز کرد. اهمیت واقعی این تحولات در این است که حلبچه بار دیگر به یکی از نقاطی تبدیل شده که در آن جغرافیا، تاریخ، سیاست کردی و معادلات امنیتی منطقه به هم میرسند.
به گفته او، آینده این منطقه نه فقط به تحرکات نظامی، بلکه به نحوه بازتعریف روابط میان نیروهای کردی، دولتهای منطقه و ساختار سیاسی جدید در کردستان بستگی خواهد داشت.

نظر شما