تبدیل شدن اقلیم کردستان به مرکز رقابت چین و آمریکا

سرویس جهان- چین در سالهای اخیر اقدام به تعمیق روابط با اقلیم کردستان کرده و در نظر دارد همانند آمریکا، یکی از یرگترین کنسولگری های خود در سطح جهان را در اربیل دایر کند.

به گزارش کردپرس، در شرایطی که رقابت‌های قدرت‌های جهانی تشدید می‌شود، اربیل، مرکز اقلیم کردستان عراق، به‌تدریج در حال تبدیل شدن به یک مرکز دیپلماتیک است که از جهاتی یادآور جیبوتی، کشور کوچک شاخ آفریقاست که میزبان قدرت‌های بزرگ نظامی جهان از جمله آمریکا، چین، کشورهای حاشیه خلیج فارس و اروپا است.

ایالات متحده در ماه دسامبر بزرگ‌ترین کنسولگری خود را در این شهر کردنشین افتتاح کرد، در حالی که چین نیز با سرمایه‌گذاری در مأموریت‌های دیپلماتیک بزرگ و گسترش روابط فرهنگی و اقتصادی، نشانه‌های روشنی از تعهد بلندمدت خود به این منطقه بروز داده است.

به گفته ریگاس، معاون وزیر خارجه آمریکا، کنسولگری جدید آمریکا صرفاً مجموعه‌ای از ساختمان‌ها و زیرساخت‌ها نیست، بلکه نمادی از تعمیق مداوم روابط میان ایالات متحده و اقلیم کردستان عراق است. هم‌زمان با آمریکا، چین نیز در حال تعمیق روابط خود با کردهاست و ساخت یک «ابرکنسولگری» چینی در اربیل در جریان است.

این تحولات فراتر از اقلیم کردستان معنا پیدا می‌کنند؛ چرا که ابعاد، معماری و زیرساخت‌های کنسولگری‌های جدید، بازتاب‌دهنده جاه‌طلبی‌های منطقه‌ای گسترده‌تر هستند.

ابتکارات چین

انجمن دیوار بزرگ

در کنار ساخت کنسولگری جدید، چین مشغول تأسیس انجمن‌ها و اتاق‌های فکر تازه‌ای در اربیل است. در ۸ دسامبر، «انجمن دیوار بزرگ» افتتاح شد؛ نهادی که هدف آن گرد هم آوردن چهره‌های برجسته اقلیم کردستان است که شناختی از چین دارند و متعهد به تعمیق روابط دوجانبه در حوزه‌های مختلف هستند.

این انجمن متشکل از بیش از هزار نفر است که طی سال‌های گذشته به چین سفر کرده و در دوره‌های مختلفی که از سوی دولت چین برگزار شده، شرکت کرده‌اند. راه‌اندازی این انجمن، گامی تازه در روابط چین و کردستان محسوب می‌شود.

این نهاد دو رئیس افتخاری دارد: فلاح مصطفی، دستیار ویژه رئیس اقلیم کردستان در امور سیاست خارجی؛ و محمد صابر اسماعیل، نخستین سفیر عراق پس از صدام در چین.

نکته قابل توجه آن است که این دو چهره نماینده دو حزب اصلی حاکم در اقلیم کردستان، یعنی حزب دموکرات کردستان و اتحادیه میهنی کردستان  هستند. این انتخاب بازتاب‌دهنده یکی از اصول ثابت سیاست خارجی چین است: حفظ وضع موجود و حرکت در چارچوب آن.

پیش از آنکه چین روابط مستحکمی در میدان عمل برقرار کند، ابتکارات این کشور معطوف به برقراری ارتباط با اقشار مختلف جامعه و تشویق آنان به سفر به چین بود. در آن زمان، دلایل این سفرها چندان روشن نبود اما اکنون، با نگاهی به گذشته، منطق راهبردی آن آشکار شده است. بسیاری از افرادی که سال‌ها پیش به چین سفر کرده بودند، امروز در زمره نخستین اعضای انجمن دیوار بزرگ قرار دارند. گام بعدی، نحوه سازمان‌دهی این پایگاه انسانی برای تقویت حضور، تصویر و منافع چین در منطقه خواهد بود.

نام این انجمن، در عین حال، جنبه‌ای متناقض دارد. دیوار بزرگ چین در طول تاریخ نماد یک رویکرد تدافعی و انزواگرایانه بوده است. این دیوار طی قرن‌ها برای دور نگه داشتن «دیگران» ساخته شد. با این حال، منطق نام‌گذاری انجمن ساده‌تر از آن است که به نظر می‌رسد. به گفته یکی از حاضران، بیشتر افرادی که به چین سفر کرده‌اند، از دیوار بزرگ بازدید کرده‌اند و این بنا، چه در کردستان و چه در سطح جهانی، به نماد چین تبدیل شده است. از این رو، دیوار بزرگ به ابزاری قدرتمند در چارچوب قدرت نرم چین بدل شده است.

مرکز پژوهشی «ابتکار تمدن جهانی»

پس از افتتاح انجمن دیوار بزرگ، جین شین، معاون وزیر اداره بین‌الملل حزب کمونیست چین، به اربیل سفر کرد تا مرکز پژوهشی «ابتکار تمدن جهانی»  را افتتاح کند. به گزارش خبرگزاری دولتی شین‌هوا، این مرکز بیش از ۳۰۰ مقام، پژوهشگر و نماینده از چین، عراق، ترکیه، اردن و کشورهای دیگر را گرد هم آورده است. ریاست این مرکز بر عهده کاوه محمود، دبیر پیشین حزب کمونیست کردستان عراق، خواهد بود.

این ابتکار نخستین‌بار توسط شی جین‌پینگ، رئیس‌جمهور چین، در سخنرانی کلیدی سال ۲۰۲۳ در نشست عالی‌رتبه گفت‌وگوی حزب کمونیست چین با احزاب سیاسی جهان مطرح شد.

به گفته یکی از کارکنان این مرکز، هدف اصلی آن مشارکت در پروژه جهانی چین برای همکاری و همزیستی است. این مرکز تلاش می‌کند با گسترش پژوهش‌ها و برگزاری نشست‌ها، مناظره‌ها و گفت‌وگوهای بین‌تمدنی، نقش فعالی ایفا کند. از نظر تئوری، این رویکرد در تضاد با نظریه «برخورد تمدن‌ها»ی ساموئل هانتینگتون قرار می‌گیرد که تفاوت‌های فرهنگی را منبع اصلی منازعات دوران پس از جنگ سرد می‌دانست.

در مقابل، مدل چینی بر تکثر تمدن‌ها تأکید دارد و نظم لیبرال غربی را به چالش می‌کشد. با این حال، برخی منتقدان معتقدند که این مخالفت با نظم غربی، خود با مفهوم بنیادین تکثر در تعارض است، چرا که مدل چینی نیز نوعی الگوی تمدنی خاص را ترویج می‌کند. به گفته منتقدان، افزون بر این، این رویکرد با اتخاذ نگاهی نسبی‌گرایانه به حقوق بشر، آزادی بیان و ارزش‌های مشابه، می‌تواند به مشروعیت‌بخشی به تعلل یا بی‌عملی بازیگران سیاسی در اجرای این اصول منجر شود.

رقابت آمریکا و چین

تحولات اقلیم کردستان در خلأ رخ نمی‌دهد. روابط این منطقه – که به‌طور رسمی یک اقلیم فدرال در عراق است – هم‌زمان با افزایش چشمگیر مبادلات تجاری میان عراق و چین در حال گسترش است. بر اساس گزارشی که مؤسسه مطالعات و مشاوره اقتصادی «بنیاد آینده عراق» منتشر کرده، صادرات مستقیم چین به عراق در نیمه نخست سال ۲۰۲۵ به ۸.۸ میلیارد دلار رسیده که نشان‌دهنده رشد ۹.۳ درصدی نسبت به مدت مشابه سال قبل است.

افزایش حضور چین در این منطقه بخشی از الگوی گسترده‌تری از دیپلماسی سیاسی و گسترش نفوذ نظامی این کشور در آسیا و آفریقا است. گایسن پاتریک، دیپلمات بازنشسته اتحادیه اروپا که پیش‌تر در اربیل مستقر بوده، می‌گوید: «آمریکا همواره از تهدید چین شکایت می‌کند، اما یک مقایسه ساده میان پایگاه‌های آمریکا و چین در سراسر جهان نشان می‌دهد که این تهدید تا حد زیادی اغراق‌آمیز است.»

با این حال، با عقب‌نشینی آمریکا از برنامه‌هایی مانند USAID، به‌ویژه در آفریقا، تقریباً قطعی است که این خلأ توسط بازیگران دیگری، عمدتاً چین، پر خواهد شد؛ کشوری که به‌واسطه روابط تثبیت‌شده و سرمایه‌گذاری‌های گسترده در پروژه‌های زیرساختی، موقعیت مناسبی دارد.

با وجود ساخت بزرگ‌ترین کنسولگری آمریکا در اقلیم کردستان، نفوذ واشنگتن دیگر به استحکام گذشته نیست. این کنسولگری بیش از آنکه نشانه گسترش نفوذ باشد، نماد نوعی «دیپلماسی پناهگاهی» است که تمایلی به تعامل واقعی با جامعه محلی ندارد.

علاوه بر این، «سیاست مبتنی بر شخصیت» آمریکا – که به‌جای فرآیندها و نهادهای تثبیت‌شده، به چند چهره تازه و کم‌تجربه تکیه می‌کند – هرچند ممکن است با فرهنگ سیاست‌ورزی شخصیت‌محور محلی هم‌خوانی داشته باشد، اما ایالات متحده را از روایت تاریخی، تصویر «شهر بر فراز تپه» و قدرت نرم خود محروم می‌سازد.

در مرکز این دوران گذار، اقلیم کردستان قرار گرفته است.

چنین تحولاتی برای کردستان عراق پدیده‌ای تازه محسوب می‌شود. چین در سراسر تاریخ معاصر از برقراری روابط رسمی با کردها پرهیز کرده است؛ موضوعی که جلال طالبانی، رهبر فقید کرد، هنگام اشاره به سفر خود به پکن در سال ۱۹۵۵ بر آن تأکید کرده بود.

چین نیز مانند سایر قدرت‌های بزرگ، در کردستان عراق حامیان محلی خود را خواهد یافت. اما هنوز مشخص نیست که آیا پکن همان مسیر قدرت‌های پیشین را طی خواهد کرد – یعنی حضور با شناخت اندک از کردستان و اهداف مشترک محدود – یا اینکه قادر خواهد بود رابطه‌ای واقعی و دوجانبه با مردم کردستان عراق بنا کند.

نشریه آمارگی

کد مطلب 2792597

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha